ساختار پريشان قاآني با گلستان سعدي:

خرید بک لینک

ساختار پريشان قاآني با گلستان سعدي:

«پريشان» كتابي است به نثر روان و شيرين آميخته با نظمي شيوا و دلنشين كه «ميرزا حبيبالله شيرازي» متخلص به «قاآني» (1223- 1270 ق). به نام «محمدشاه قاجار» به تاريخ بيستم ماه رجب سال 1252 ق. در تهران تأليف كرده است. او در انشاي اين اثر از سبك «گلستان سعدي» پيروي نموده، هرچند غرض مؤلف تقليد كامل از گلستان نبوده و حتي دوست خود را كه محرك طبع حكيم در تأليف كتاب است و خواسته كه دفتري همتاي گلستان ترتيب دهد، مورد عتاب قرار داده است تا از آنچه گفته استغفار كند؛ چون خود را در حد شيخ نميدانسته اما در اين راه سعي خود را كرده است.

درمورد مقايسة گلستان با پريشان تاكنون مقالة مستقلي ارائه نشده و تنها در مقالهاي با عنوان «مقلدان سعدي در دورة قاجار» مقايسة مختصري بين گلستان و پريشان صورت گرفته است كه در جاي خود به آن اشاره ميكنيم.

براي نشان دادن ميزان تقليد و موارد ابتكار پريشان در مقايسه با گلستان به بررسي ويژگيهاي ساختاري آنها ميپردازيم.

1. از نظر ساختمان حكايات

ساختمان حكايات در گلستان

گلستان از نظر ساختمان تركيبي از نظم و نثر است و 179 حكايت دارد اما پنج حكايت آن فقط منظوم است؛ يعني حكايت 40، 43 و 46 از باب دوم و حكايت 20 از باب پنجم و حكايت 9 از باب ششم.

طول حكايات در گلستان يكسان نيست برخي چندين صفحه را در بر ميگيرند و برخي بسيار كوتاهاند. كوتاهترين حكايت گلستان در باب هفتم حكايت سيزده است كه حدود يك سطر و نيم نثر و يك بيت شعر دارد. در حكايات كوتاه گلستان جملهها در كمال ايجاز و در كوتاهترين قالب ممكن ارائه شدهاند. در اين حكايات از شعر كمتر استفاده شده است.

اشعار گلستان به دو زبان فارسي و عربي آمده است. تعداد اشعار و جملههاي عربي 114 بيت و جمله است؛ در حالي كه تعداد اشعار فارسي گلستان 1087 بيت ميباشد كه بيش از چهارده برابر اشعار و جملات عربي است. از نظر تعداد ابيات در حكايات، برخي تنها يك بيت دارند؛ در حاليكه حكاياتي هم هستند كه تا 45 بيت را شامل ميشوند.

در حكايات گلستان مقدمه، بدنه و نتيجة حكايات با هم ربط منطقي دارند و در كمال پختگي و فخامت طراحي شدهاند.

ساختمان حكايات در پريشان

پريشان 121 حكايت و 95 پند دارد كه پندها پس از حكايات و در انتهاي كتاب آمدهاند. تمام حكايات و برخي از پندها تركيبي از نظم و نثرند اما يك حكايت وجود دارد كه منظوم است.

طول حكايتها در پريشان نيز يكسان نيست. برخي بسيار كوتاه و برخي طولانياند. طولانيترين حكايت پريشان دوازده صفحه است و كوتاهترين آنها از يازده كلمه به نثر و دو بيت شعر تشكيل شده است.

اشعار پريشان به زبان فارسي است. البته قاآني سه بيت عربي از ديگران نقل كرده است كه دو بيت منسوب به «حضرت علي(ع)» و يك بيت ديگر از «فرزدق» است.

تعداد ابيات پريشان به جز سه بيت ياد شده 951 است كه به تصريح قاآني از خود او هستند. او در پايان كتابش به اين مطلب اشاره كرده است:

نيست در او عاريت هيچكس / خاص من است آنچه در او هست و بس (قاآني، 1252: 207)

در حكايات به تعدادي از جملات عربي برميخوريم كه شامل شانزده آية قرآن، هفت حديث، هفت ضربالمثل عربي و دو جملة دعايي عربي ميشود.

2. نقش ابيات در ساختار حكايات

● نقش ابيات در ساختار حكايات گلستان

به كارگيري نظم در گلستان كاركرد ويژة خود را داراست، در تفاوت با آثاري كه در آنها نظم معمولاً دگروارهگويي مطلبي است كه در نثر بازنمايي شده، در حكايتهاي سعدي نظم در واقع براي تغيير سطح گفتار (سخن) از كيفيت موجود به بعد ديگري است.

تناسب و زيبايي است و سعدي نيز چنين كرده است و لطف اشعار او گذشته از خوبي خود شعر اين است كه در هر مورد از دو الي سه بيت بيشتر نياورده. مگر آنكه بعد از قطعة فارسي بيتي تازي نهاده و بعد از بيت تازي باز قطعه پارسي جاي داده؛ مانند خال و خط و غازه و وسمه و جعد و طره، صورت هر حكايت را به نثر و نظم چنان آراسته است كه «هيچيك نپذيرد ز يكدگر نقصان» (بهار، 1373: 128-12)

بهطور كلي، نقش اشعار را در حكايات گلستان ميتوان به موارد زير تقسيم كرد:

گاهي اشعار براي تأكيد بر موضوعي است كه قبل از ابيات دربارة آنها صحبت شده است؛ مانند حكايت 4 باب سوم. «يكي از ملوك عجم طبيبي حاذق به خدمت مصطفي (ص) فرستاد...

سخن آنگه كند حكيم آغاز

ياسر انگشت سوي لقمه دراز

كه ز ناگفتنش خلل زايد

يا ز ناخوردنش به جان آيد»

گاهي ابيات بخشي از گفتوگو يا حكايت است. اين اشعار بهنحوي با نثر آميختهاند كه خواننده در لحظة اول متوجه اين تفاوت نظم و نثر نميشود؛ مانند حكايت 14 باب سوم. «... لطيفان گفتهاند:

گربة مسكين اگر پر داشتي

تخم گنجشك از زمين برداشتي»

به نظر «احسان معتقد» اشعار گلستان تنها جهت بيان افكار اخلاقي است. (معتقد، 1326: 34) مانند حكايت 6 باب چهارم:

«... سخن گرچه دلبند و شيرين بود

سزاوار تصديق و تحسين بود

چو يك بار گفتي مگو باز پس

كه حلوا چو يك بار خوردند، بس»

گاهي به وسيله ابيات حكايت ديگري در ضمن حكايت اول نقل ميكند. مانند حكايت 3 باب چهارم «جواني خردمند از فنون فضايل حظي وافر داشت و طبعي نافر...

نشنيدي كه صوفيي ميكوفت

زير نعلين خويش ميخي چند

آستينش گرفت سرهنگي

كه بيا نعل بر ستورم بند»

نقش ابيات در حكايات پريشان

تمام حكايات پريشان حتي كوتاهترين آنها، حداقل دو بيت شعر دارند اما حكايات طولانيتر ابيات بيشتري دارند. بهطوري كه حكايت «هندويي كه در شيراز بيمار شد» شامل 95 بيت است.

كاركرد ابيات را در پريشان ميتوان به موارد زير تقسيم كرد:

گاهي ابيات ادامة گفتوگوي شخصيتها هستند. مثل صفحة 71. «برخاستم و به آستين اشكش پاك كردم و گفتم:

بر روز ستاره تا كي افشاني بس

در روز ستاره بالله ار بيند كس»

گاهي به وسيلة ابيات حكايت ديگري در ضمن حكايت اول نقل ميكند. مثل صفحة 68 و 69: «درويشي را پرسيدند كه راحت دنيا در چه داني؟...» در پايان حكايت ديگري را نقل ميكند

«گفت شخصي با علي مرتضي

كاي ضميرت آگه از سرّ قضا...»

ماهنامه اندیشه فرهنگی...

ما را در سایت ماهنامه اندیشه فرهنگی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 229 تاريخ: دوشنبه 22 شهريور 1395 ساعت: 13:59

صفحه بندی